عـــــــــطــش
گاهی تنها راه ماندن ، رفتن است... . پرسیدم ز آن و این که آمدنم از کجاست؟ تنها "سـکــوت" پاسخم بود و بس! نمیدانستم ز ندانستن است یا گمگشته ام که کسی نشانی بی نشانم را نمیداند... درنگ بی فایده بود برخاستم و کولبار سؤال های بی جوابم را بردوش گرفتم ! به این امید که «شاید خدا دری گشاید ز روبرو .....» عمریست به کرانه ها میروم، با آینه ها هم آیین میشوم و با رهگذرها همسفر! گه با بغض، میخندم و گه در لبخند، اشک را میجویم اما «هـیـچ» میشود پاسخ تمامی سؤالاتم ! کاش می دانستم از کجا آمده بود و به کجا رفت آنکه پرسیده بود: «از کجا آمده ای؟؟؟؟»
| Design By : Night Melody |

