سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
عـــــــــطــش


عـــــــــطــش


تو گفتی :

فاصله ی بین من و خدا را پر کن ... .

و من نتوانستم مثل دفتر مشق ِ کودکی ام خط فاصله ای باشم میان واژه

ی تو و خدا... .

 این درد نیست؟؟؟

اگر نباشی ، کسی نیست مرا به خدا وصل کند و اگر باشم ، خط فاصله

ای میشوم میان تو و خدا... .

تو بگو !من چه کنم؟

وصل خوشتر است یا فصل؟... .


نوشته شده در یکشنبه 11/7/89ساعت 9:59 عصر توسط زهرا محمدی نظرات () |

آسمون ... .

کاش ابری باشه. مثل دل ِ من .

دلم برای تک تک لحظه های با خدا بودنم تنگ شده ببخشید که ذهنم

ناخودآگاه خاطرات زیبا رو مرور میکنه.

یادتونه یه روزبراتون پیامک فرستادم :

کوچ تا چند ؟

مگر می شود از خویش گریخت ؟

(بال) تنها غم غربت به پرستو ها داد!

اینکه (مردم) نشناسند تو را غربت نیست !

غربت آن است که یاران ببرندت از یاد... .

یادتونه بلافاصله با من تماس گرفتید !

و من گوشی رو برداشتم ، بعد از احوال پرسی گفتید: می خواستم

تشکر کنم بنده پیامک زیبا ندارم ، گفتم تماس

بگیرم ، من هم مثل فضای این پیام ِزیبا غریبم . تنهای تنها !!!

تعجب کردم آخه روز قبلش فرموده بودید که میهمان دارید وسرتون

بشدت شلوغه بعد یکباره... !!!

پرسیدم: شما که مهمان داشتید چی شد؟؟؟

گفتید که همان روز میهمانانتون رفتند و حتی خانواده هم سفر هستند.

بعد با حالت غریبی فرمودید که ، من تنها وغریبم این گوشه ی دنیا...

و من حرفتون رو قطع کردم و گفتم شما هیچ وقت تنها نمیشید ... .

شما هم با حالت امیدوارانه ای فرمودید:بله تنها نیستم ، خدا هست!

ائمه هستند! تنها نیستم ... .

وقتی خداحافظی کردیم ، از نگفتن جمله ای پشیمان شدم .

 می خواستم بگم که، فهمیدم علت تنهایی و غریبی من چیه ؟

خدا پیش شما ست ... .

ائمه هم پیش شما هستند ... .

برای همین من اینقدر تنهام... .؟!

نوشته شده در سه شنبه 6/7/89ساعت 11:44 عصر توسط زهرا محمدی نظرات () |

أنا فی قلوب المنکسره... .

حالا فهمیدم چرا قلبم را شکستی!!!

نوشته شده در یکشنبه 4/7/89ساعت 9:30 عصر توسط زهرا محمدی نظرات () |

Design By : Night Melody